محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
306
خلاصة الحكمة ( فارسى )
و فايدهء خلقت و تركيب آن : اوّلًا و بالذّات ، توليد روح حيوانى است و رسانيدن حيات به جميع اعضاء و باعثِ حرارت و تسخين خون و تلطيف آن است و قابليت حصول روح حيوانى از آن و لهذا در شرائين نيز روح حيوانى توليد مىيابد . و تعلّق نفس ناطقه و روح مضافِ به « امر ربّ » - تقدس و تعالى - بدان است . و مظهر آيات كبريا و محبّت و عبوديت پروردگار ، آن نفس و روح است . و چون آن عضو ، محلّ و مبدأ چنان امر شريفى است ، لهذا بايد كه در كمال استحكام جسم و بنيه و قوّت و در محلّى كه دور از آفات باشد بود . و لهذا در « وسط صدر » [ واقع ] كه صندوق بدن و وسط بدن است و احاطه و بُعد او به جميع اطراف مساوى است و به منزلهء مركز دايره است . و نيز ، بدان جهت جسم آن مخروطى صنوبرىالشكل است ؛ زيرا كه بعد از شكل كروى طبيعى ، شكل صنوبرى است كه آن را يك زاويه است كه اوسعِ اشكال است ؛ زيرا كه محتاج به اوسع مكانى است براى غليان و استحاله و حصول بخار لطيف از آن كه عبارت از روح است . [ فايده ] و دم و روح هر دو در يك مكان و بطن نمىتوانند مجتمع گردند و لهذا به حكمت بالغه و صنعت كاملهء خالق - جلّ شأنه - براى آن ، دو بطن مخلوق گردانيد : يكى : در جانب ايمن قريب به كبد براى استقرار دم در آن . و اين بطن محتاج به چندان وسعتى و فضايى و عمقى نيست ؛ به جهت آن كه دم را چندان لطافتى نيست كه روح راست . بطن دوم : به جانب ايسر [ است ] به جهت استقرار روح در آن . و چون روح لطيف است و فايده و خرج آن بسيار ، لهذا بايد بيشتر باشد و محلّ آن ، اوسع و عميق . وجه صنوبريتِ شكلِ [ قلب ] ، آن كه اعلاى آن ، اوسع و اسفل آن ، ضيق باشد و قاعدهء بطن ايسر ، مايل به اسفل است براى آن كه آن چه خون صافى است در آن ، ميل به اسفل نمايد و كثيف آن همان جا بماند .